سلمان ساوجی · جمشید و خورشید

بخش ۵۶ - قطعه

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
چو بر حدود یار حبیب بگذشتم
۲
که کرده بود خرابش جهان زبیبا کی
۳
مجاوران دیار خراب را دیدم
۴
در آن خرابه خراب و شکسته و باکی
۵
به خاک راهگذار حبیب می گفتم
۶
که ای غلام تو آب حیات در پاکی
۷
کجا شدت گل این باغ شمع این مجلس؟
۸
کجا شد آن طرب و عیش و آن طربناکی؟
۹
بسی ازاین کلمات و حدیث رفت و نبود
۱۰
در آن منازل خاکی به جز صدا حاکی
۱۱
مرا که منزل آن ماه بود در دل و چشم
۱۲
نبوده هیچ تعلق به منزل خاکی
۱۳
زمان زمان به دل و چشم خویش می گفتم
۱۴
ابا منازل سلمی و این سلماکی؟

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.