بخش ۷۵ - پاسخ مهراب به افسر
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
بدو مهراب گفت ای افسر روم
۲
به تو آباد باد این کشور روم
۳
کنون در زیر این پیروزه چادر
۴
کسی را نیست چون خورشید دختر
۵
کسی دانم به تنهایی نسازد
۶
که تنهایی خدا را می برازد
۷
ز جنس خویش گیرد هرکسی جفت
۸
خدایست آنکه بی یار است و بی جفت
۹
درین نه پرده پیروزه پیکر
۱۰
زن از خورشید عذرا نیست برتر
۱۱
به هر ماهی شبانروزی به خلوت
۱۲
کند در خانه ای با ماه صحبت