Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
سلمان ساوجی · جمشید و خورشید

بخش ۹۳ - غزل

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
بود ز غم صد گره بر گل و بر بارگل
۲
باد به یکدم گشاد صد گره از کار گل
۳
طرف چمن را چو کرد چشم شکوفه سپید
۴
باز منور شدش دیده به دیدار گل
۵
لاله زر آتشی است ناسره اش در میان
۶
لاجرم آن قیمتش نیست به بازار گل
۷
قوس قزح در هوا تا سر پرگار زد
۸
دایره لعل گشت نقطه پرگار گل
۹
در چمنی کان صنم جلوه دهد حسن را
۱۰
خار عجب گر کشد بار دگر بار گل
۱۱
کف به لب آورده باز جام پر از لعل می
۱۲
می به کف آور ببین روی پریوار گل
۱۳
ملک با لشکری افزون ز باران
۱۴
فرود آمد در آن خرم بهاران
۱۵
میان سبزه چون گل جای کردند
۱۶
ملک را بارگه بر پای کردند
۱۷
به یاد روی گل ساغر گرفتند
۱۸
چو نرگس دور جام از سر گرفتند
۱۹
ملک یک هفته با قیصر طرب کرد
۲۰
بر آن گل ارغوانی باده می خورد
۲۱
ملک نالید یک شب پیش مهراب
۲۲
که کار از دست رفته ای دوست دریاب
۲۳
چنین از عمر تا کی دور باشم؟
۲۴
ز جان خویشتن مهجور باشم؟
۲۵
برای من بسی زحمت کشیدی
۲۶
ز دست من بسی تلخی چشیدی
۲۷
برای من بکن یک کار دیگر
۲۸
بیار آن ماه را یکبار دیگر
۲۹
سرشک از دیدگان بارید بر زر
۳۰
فرو خواند این غزل با اشک برتر

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.