سنایی · طریق التحقیق

فی قدوم الخضر

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
دوش چون شاهد جهان افروز
۲
زلف شب برگرفت از رخ روز
۳
من چو عنقا نهفته روی از خلق
۴
شسته حرف پا زتختهٔ زرق
۵
گاهی اندر فنا بقا جستم
۶
درد را زان جهت دوا جستم
۷
کاه سر بر در عدم زده‌ام
۸
در ره نیستی قدم زده‌ام
۹
به وثاقم درآمد از ناگاه
۱۰
خضر پیغمبر آن ولی الله
۱۱
گفت ای عندلیب گلشن کن‌
۱۲
طوطی خوش نوای نغز سخن
۱۳
تا کی این عاجزی و حیرانی
۱۴
اندرین تنگنای ظلمانی
۱۵
چونکه بر تافتی زدعوی روی
۱۶
خیز و آب حیات معنی جوی
۱۷
تا زین ظلمتت نجات بود
۱۸
در جهان بقا حیا ت بود
۱۹
در مضیق جهان توقف چیست‌؟
۲۰
این همه غصه و تاسف چیست‌؟
۲۱
نه چو یعقوب‌گم شدت فرزند
۲۲
که بریدی زخرمی پیوند
۲۳
گفت خضرم ز راه غمخواری
۲۴
کای فرو مانده در گرفتاری‌
۲۵
بیت احزان چه جای توست بگو
۲۶
مصر عشق از برای توست بجو
۲۷
خیز و بیرون خرام ازین مسکن
۲۸
رخت خود پن وطن برون افکن
۲۹
کاندرین خطه خراب آباد
۳۰
نشود خود دل خراب آباد

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.