سنایی · طریق التحقیق

فصل در صفت عشق و محبت

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
گر حیات ابد همی خواهی
۲
خیز و با عشق جوی همراهی
۳
رو، دم از عشق زن‌که‌کار این است
۴
رهروان را بهین شعار این است
۵
به زبان سر عشق نتوان گفت
۶
آنچنان در به گفت نتوان سفت
۷
هر چه گویی گر آنچنان باشد
۸
صفت عشق غیر از آن باشد
۹
عشق را عین و شین و قاف مدان
۱۰
بلکه سریست در سه حرف نهان
۱۱
سخن سر عشق کار دلست
۱۲
عشق پیرایه و شعار دلست
۱۳
عاشقی قصه و حکایت نیست
۱۴
عشقبازی در این ولایت نیست
۱۵
عالم عشق عالم دگر است
۱۶
پایهٔ عشق از این بلندتر است
۱۷
کی به هر مسکنی کند منزل
۱۸
تابود میل او به عالم گل
۱۹
عشق در هر وطن فرو ناید
۲۰
حجرهٔ خاص عشق‌، دل باید
۲۱
مرکب عشق سخت‌تیزرواست‌
۲۲
هر زمانیش منزلی زنو است
۲۳
هر که با عشق همعنان باشد
۲۴
منزلش زآن سوی جهان باشد
۲۵
دل که از بوی عشق بی رنگ است
۲۶
نه دلست آن که پارهٔ سنگ است
۲۷
به زبان قال و قیل عشق مگوی
۲۸
خیز و دل را به آب صدق بشوی
۲۹
دل زخبث هوا نمازی کن
۳۰
چون شدی پاک عشق بازی کن
۳۱
عشقبازی (‌است‌) وعشق‌بازی‌نیست
۳۲
هوسی به زعشقبازی نیست

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.