اذا اراد الله بقوم خیراً ابتلاهم، فصل فی الضحی والبکاء
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
تا توانی به خنده لب بگشای
۲
سردندان به خنده در منمای
۳
خندهٔ هرزه آبروی برد
۴
راز پنهان میان کوی برد
۵
با پسر اینچنین مثل زد سام
۶
گریه بهتر زخندهٔ بی هنگام
۷
گریهٔ ابر بین وخندهٔ برق
۸
درنگر تا که چیست اینجا فرق
۹
ابر از آن گریه نعمت اندوزد
۱۰
برق از آن خنده آتش افروزد
۱۱
ابلهی از گزا ف میخندید
۱۲
زیرکی آن بدید و نپسندید
۱۳
گفت ای بی حیا و بی آزرم
۱۴
اینچنین خندی و نداری شرم
۱۵
گریهٔ تو زظلم و بیدادی
۱۶
به که بی وقت خنده و شادی
۱۷
خندهٔ هرزه آیت جهل است
۱۸
مرد بیهوده خند، نا اهل است
۱۹
هان و هان تا نخندی ای خیره
۲۰
که بسی خنده دل کند تیره
۲۱
هیچ شک نیست اندرین گفتار
۲۲
گریه آید زخندهٔ بسیار