الوحدة خیر من جلیس السوء، والجلیس الصالح خیر من الوحده
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
دوستیت مباد با نادان
۲
که بود دوستیش کاهش جان
۳
این مثل زد وزیر با بهمن
۴
دوست نادان بتر زصد دشمن
۵
بثبنو اپن کنه راکه سخت نکوست
۶
مار، به دشمنت که نادان دوست
۷
تا توانی رفیق عام مباش
۸
پختهٔ عشق بامن و خام مباش
۹
که همه طالب جهان باشند
۱۰
بستهٔ بند آب و نان باشند
۱۱
همگالا بی خبر زمبدع خویش
۱۲
واگهی نه که چیستشان در پیش
۱۳
عاشق خورد و خواب و پوشش بس
۱۴
تابع شهوت و هوا و هوس
۱۵
یار خاصان نه آن نه این جویند
۱۶
از پی او بقای جان جویند