رهی معیری · غزلها - جلد اول

پرنیان‌پوش

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ز گرمی بی‌نصیب افتاده‌ام چون شمع خاموشی
۲
ز دلها رفته‌ام چون یاد از خاطر فراموشی
۳
منم با ناله دمسازی به مرغ شب هم‌آوازی
۴
منم بی باده مدهوشی ز خون دل قدح نوشی
۵
ز آرامم جدا از فتنهٔ روی دلارامی
۶
سیه‌روزم چو شب در حسرت صبح بناگوشی
۷
بدان حالم ز ناکامی که تسکین می‌دهم دل را
۸
به داغی از گل رویی به نیشی از لب نوشی
۹
به دشواری توان دیدن وجود ناتوانم را
۱۰
به تار پرنیان مانم ز عشق پرنیان‌پوشی
۱۱
به چشمت خیره گشتم کز دلت آگه شوم اما
۱۲
چه رازی می‌توان خواند از نگاه سرد خاموشی
۱۳
چه می‌پرسی رهی از داغ و درد سینه‌سوز من؟
۱۴
که روز و شب هم آغوش تبم با یاد آغوشی

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.