رهی معیری · غزلها - جلد سوم

پاس دوستی

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
بهر هر یاری که جان دادم به پاس دوستی
۲
دشمنیها کرد با من در لباس دوستی
۳
کوه پا بر جا گمان می‌کردمش دردا که بود
۴
از حبابی سست بنیان‌تر اساس دوستی
۵
بس که رنج از دوستان باشد دل آزرده را
۶
جای بیم دشمنی دارد هراس دوستی
۷
جان فدا کردیم و یاران قدر ما نشناختند
۸
کور بادا دیدهٔ حق ناشناس دوستی
۹
دشمن خویشی رهی کز دوستداران دوروی
۱۰
دشمنی بینی و خاموشی به پاس دوستی

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.