رهی معیری · غزلها - جلد سوم

ماجرای نیمشب

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
یافتم روشندلی از گریه های نیمشب
۲
خاطری چون صبح دارم از صفای نیمشب
۳
شاهد معنی که دل سر گشته از سودای اوست
۴
جلوه بر من کرد در خلوت سرای نیمشب
۵
در دل شب دامن دولت به دست آمد مرا
۶
گنج گوهر یافتم از گریه های نیمشب
۷
دیگرم الفت به خورشید جهان افروز نیست
۸
تا دل درد آشنا شد آشنای نیمشب
۹
نیمشب با شاهد گلبن درآمیزد نسیم
۱۰
بوی آغوش تو آید از هوای نیمشب
۱۱
نیست حالی در دل شاعر خیال انگیز تر
۱۲
از سکوت خلوت اندیشه زای نیمشب
۱۳
با امید وصل از درد جدایی باک نیست
۱۴
کاروان صبح آید از قفای نیمشب
۱۵
همچو گل امشب رهی از پای تا سر گوش باش
۱۶
تا سرایم قصه ای از ماجرای نیمشب

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.