رهی معیری · غزلها - جلد چهارم

زبان اشک

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
چون صبح نودمیده صفا گستر است اشک
۲
روشنتر از ستاره روشنگر است اشک
۳
گوهر اگر ز قطره باران شود پدید
۴
با آفتاب و ماه ز یک گوهر است اشک
۵
با اشک هم اثر نتوان خواند ناله را
۶
غم پرور است ناله و جان پرور است اشک
۷
بارد ازو لطافت و تابد ازو فروغ
۸
چون گوی سینه بت سیمین بر است اشک
۹
خاطر فریب و گرم و دلاویز و تابناک
۱۰
همرنگ چهره تو پری پیکر است اشک
۱۱
از داغ آتشین لب ساغر نواز تو
۱۲
در جان ماست آتش و در ساغر است اشک
۱۳
با دردمند عشق تو همخانه است آه
۱۴
با آشنای چشم تو هم بستر است اشک
۱۵
لب بسته ای ز گفتن راز نهان رهی
۱۶
غافل که از زبان تو گویاتر است اشک

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.