رهی معیری · ابیات پراکنده

آتش گل

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
چو من ز سوز غمت جان کس نمی‌سوزد
۲
که عشق خرمن اهل هوس نمی‌سوزد
۳
در آتشم من و این مشت استخوان بر جاست
۴
عجب که سینه ز سوز نفس نمی‌سوزد
۵
ز داغ و درد جدایی کجا خبر داری؟
۶
تو را که دل به فغان جرس نمی‌سوزد
۷
ز بس که داغ تو دارم چو لاله بر دل تنگ
۸
دلم به حال دل هیچکس نمی‌سوزد
۹
به جز من و تو که در پای دوست سوخته‌ایم
۱۰
رهی ز آتش گل؛ خار و خس نمی‌سوزد

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.