Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
مولوی · دیوان شمس

غزل شمارهٔ ۱۳۴۵

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
تو مرا می بده و مست بخوابان و بهل
۲
چون رسد نوبت خدمت نشوم هیچ خجل
۳
چو گه خدمت شه آید من می‌دانم
۴
گر ز آب و گلم ای دوست نیم پای به گل
۵
در نمازش چو خروسم سبک و وقت شناس
۶
نه چو زاغم که بود نعره او وصل گسل
۷
من ز راز خوش او یک دو سخن خواهم گفت
۸
دل من دار دمی ای دل تو بی‌غش و غل
۹
لذت عشق بتان را ز زحیران مطلب
۱۰
صبح کاذب بود این قافله را سخت مضل
۱۱
من بحل کردم ای جان که بریزی خونم
۱۲
ور نریزی تو مرا مظلمه داری نه بحل
۱۳
پس خمش کردم و با چشم و به ابرو گفتم
۱۴
سخنانی که نیاید به زبان و به سجل
۱۵
گر چه آن فهم نکردی تو ولی گرم شدی
۱۶
هله گرمی تو بیفزا چه کنی جهد مقل
۱۷
سردی از سایه بود شمس بود روشن و گرم
۱۸
فانی طلعت آن شمس شو ای سرد چو ظل
۱۹
تا درآمد بت خوبم ز در صومعه مست
۲۰
چند قندیل شکستم پی آن شمع چگل
۲۱
شمس تبریز مگر ماه ندانست حقت
۲۲
که گرفتار شدست او به چنین علت سل

دانش و پژوهش این شعر

نیازمند بازبینی
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۳ نیازمند تصمیم۳ موجودیت مرتبط

پیش‌نویس‌ها و پیشنهادها

هنوز واقعیت تأییدشده نیستند
پیشنهادیبه‌کارگیری نماد

گل و بلبل

به‌کارگیری نماد ← گل و بلبل

Matched curated alias: گل; editorial status: suggested

۱ شاهد متنی
شاهد متنی در منبع ثبت شده است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقل‌شده
Vira
پیشنهادیبه‌کارگیری نماد

شمع و پروانه

به‌کارگیری نماد ← شمع و پروانه

Matched curated alias: شمع; editorial status: suggested

۱ شاهد متنی
شاهد متنی در منبع ثبت شده است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقل‌شده
Vira
پیشنهادیبه‌کارگیری نماد

می و جام

به‌کارگیری نماد ← می و جام

Matched curated alias: می; editorial status: suggested

۱ شاهد متنی
شاهد متنی در منبع ثبت شده است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقل‌شده
Vira