حیات جاوید
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
گمان مبر که به پایان رسید کار مغان
۲
هزار بادهٔ ناخورده در رگ تاک است
۳
چمن خوش است ولیکن چو غنچه نتوان زیست
۴
قبای زندگیش از دم صبا چاک است
۵
اگر ز رمز حیات آگهی مجوی و مگیر
۶
دلی که از خلش خار آرزو پاک است
۷
به خود خزیده و محکم چو کوهساران زی
۸
چو خش مزی که هوا تیز و شعله بیباک است