موج را از سینهٔ دریا گسستن میتوان
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
موج را از سینهٔ دریا گسستن میتوان
۲
بحر بی پایان به جوی خویش بستن میتوان
۳
از نوائی میتوان یک شهر دل در خون نشاند
۴
یک چمن گل از نسیمی سینه خستن میتوان
۵
می توان جبریل را گنجشک دست آموز کرد
۶
شهپرش با موی آتش دیده بستن میتوان
۷
ای سکندر سلطنت نازکتر از جام جم است
۸
یک جهان آئینه از سنگی شکستن میتوان
۹
گر بخود محکم شوی سیل بلا انگیز چیست
۱۰
مثل گوهر در دل دریا نشستن میتوان
۱۱
من فقیرم بی نیازم مشربم این است و بس
۱۲
مومیائی خواستن نتوان ، شکستن میتوان