حسرت جلوهٔ آن ماه تمامی دارم
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
حسرت جلوهٔ آن ماه تمامی دارم
۲
دست بر سینه نظر بر لب بامی دارم
۳
حسن می گفت که شامی نپذیرد سحرم
۴
عشق می گفت تب و تاب دوامی دارم
۵
نه به امروز اسیرم نه به فردا نه به دوش
۶
نه نشیبی نه فرازی نه مقامی دارم
۷
بادهٔ رازم و پیمانه گساری جویم
۸
در خرابات مغان گردش جامی دارم
۹
بی نیازانه ز شوریده نوایم مگذر
۱۰
مرغ لاهوتم و از دوست پیامی دارم
۱۱
پرده برگیرم و در پرده سخن میگویم
۱۲
تیغ خونریزم و خود را به نیامی دارم