شو پنهاور و نیچه
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
مرغی ز آشیانه به سیر چمن پرید
۲
خاری ز شاخ گل بتن نازکش خلید
۳
بد گفت فطرت چمن روزگار را
۴
از درد خویش و هم ز غم دیگران تپید
۵
داغی ز خون بی گنهی لاله را شمرد
۶
اندر طلسم غنچه فریب بهار دید
۷
گفت اندرین سرا که بنایش فتاده کج
۸
صبحی کجا که چرخ درو شامها نچید
۹
نالید تا به حوصلهٔ آن نوا طراز
۱۰
خون گشت نغمه و ز دو چشمش فرو چکید
۱۱
سوز فغان او بدل هدهدی گرفت
۱۲
با نوک خویش خار ز اندام او کشید
۱۳
گفتش که سود خویش ز جیب زیان بر آر
۱۴
گل از شکاف سینه زر ناب آفرید
۱۵
درمان ز درد ساز اگر خسته تن شوی
۱۶
خوگر به خار شو که سراپا چمن شوی