میخانهٔ فرنگ
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
یاد ایامی که بودم در خمستان فرنگ
۲
جام او روشنتر از آئینهٔ اسکندر است
۳
چشم مست می فروشش باده را پروردگار
۴
باده خواران را نگاه ساقی اش پیغمبر است
۵
جلوهٔ او بی کلیم و شعله او بی خلیل
۶
عقل ناپروا متاع عشق را غارتگر است
۷
در هوایش گرمی یک آه بیتابانه نیست
۸
رند این میخانه را یک لغزش مستانه نیست