نوای مزدور
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
ز مزد بندهٔ کرپاس پوش محنت کش
۲
نصیب خواجهٔ ناکرده کار رخت حریر
۳
ز خوی فشانی من لعل خاتم والی
۴
ز اشک کودک من گوهر ستام امیر
۵
ز خون من چو زلو فربهی کلیسا را
۶
بزور بازوی من دست سلطنت همه گیر
۷
خرابه رشک گلستان ز گریهٔ سحرم
۸
شباب لاله و گل از طراوت جگرم
۹
بیا که تازه نوا می تراود از رگ ساز
۱۰
مئی که شیشه گدازد به ساغر اندازیم
۱۱
مغان و دیر مغان را نظام تازه دهیم
۱۲
بنای میکده های کهن بر اندازیم
۱۳
ز رهزنان چمن انتقام لاله کشیم
۱۴
به بزم غنچه و گل طرح دیگر اندازیم
۱۵
به طوف شمع چو پروانه زیستن تا کی؟
۱۶
ز خویش اینهمه بیگانه زیستن تا کی؟