من اگرچه تیره خاکم دلکیست برگ و سازم
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
من اگرچه تیره خاکم دلکیست برگ و سازم
۲
به نظارهٔ جمالی چو ستاره دیده بازم
۳
بهوای زخمه تو همه نالهٔ خموشم
۴
تو باین گمان که شاید ز نوا فتاده سازم
۵
به ضمیرم آنچنان کن که ز شعلهٔ نوائی
۶
دل خاکیان فروزم دل نوریان گدازم
۷
تب و تاب فطرت ما ز نیازمندی ما
۸
تو خدای بی نیازی نرسی بسوز و سازم
۹
به کسی عیان نکردم ز کسی نهان نکردم
۱۰
غزل آنچنان سرودم که برون فتاد رازم