اقبال لاهوری · زبور عجم

به فغان نه لب گشودم که فغان اثر ندارد

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
به فغان نه لب گشودم که فغان اثر ندارد
۲
غم دل نگفته بهتر همه کس جگر ندارد
۳
چه حرم چه دیر هر جا سخنی ز آشنائی
۴
مگر اینکه کس ز راز من و تو خبر ندارد
۵
چه ندیدنی است اینجا که شرر جهان ما را
۶
نفسی نگاه دارد، نفسی دگر ندارد
۷
تو ز راه دیدهٔ ما به ضمیر ما گذشتی
۸
مگر آنچنان گذشتی که نگه خبر ندارد
۹
کس ازین نگین شناسان نگذشت بر نگینم
۱۰
بتو می سپارم او را که جهان نظر ندارد
۱۱
قدح خرد فروزی که فرنگ داد ما را
۱۲
همه آفتاب لیکن اثر سحر ندارد

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.