اقبال لاهوری · زبور عجم

زمانه قاصد طیار آن دلآرام است

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
زمانه قاصد طیار آن دلآرام است
۲
چه قاصدی که وجودش تمام پیغام است
۳
گمان مبر که نصیب تو نیست جلوهٔ دوست
۴
درون سینه هنوز آرزوی تو خام است
۵
گرفتم این که چو شاهین بلند پروازی
۶
بهوش باش که صیاد ما کهن دام است
۷
به اوج مشت غباری کجا رسد جبریل
۸
بلند نامی او از بلندی بام است
۹
تو از شمار نفس زنده ئی نمیدانی
۱۰
که زندگی به شکست طلسم ایام است
۱۱
ز علم و دانش مغرب همین قدر گویم
۱۲
خوش است آه و فغان تا نگاه ناکام است
۱۳
من از هلال و چلیپا دگر نیندیشم
۱۴
که فتنهٔ دگری در ضمیر ایام است

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.