Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
اقبال لاهوری · زبور عجم

گرچه می دانم که روزی بی نقاب آید برون

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
گرچه می دانم که روزی بی نقاب آید برون
۲
تا نپنداری که جان از پیچ و تاب آید برون
۳
ضربتی باید که جان خفته برخیزد ز خاک
۴
ناله کی بی زخمه از تار رباب آید برون
۵
تاک خویش از گریه های نیمشب سیراب دار
۶
کز درون او شعاع آفتاب آید برون
۷
ذرهٔ بی مایه ئی ترسم که ناپیدا شوی
۸
پخته تر کن خویش را تا آفتاب آید برون
۹
در گذر از خاک و خود را پیکر خاکی مگیر
۱۰
چاک اگر در سینه ریزی ماهتاب آید برون
۱۱
گر بروی تو حریم خویش را در بسته اند
۱۲
سر بسنگ آستان زن لعل ناب آید برون

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.