علمی که تو آموزی مشتاق نگاهی نیست
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
علمی که تو آموزی مشتاق نگاهی نیست
۲
واماندهٔ راهی هست آوارهٔ راهی نیست
۳
آدم که ضمیر او نقش دو جهان ریزد
۴
با لذت آهی هست بی لذت آهی نیست
۵
هر چند که عشق او آوارهٔ راهی کرد
۶
داغی که جگر سوزد در سینهٔ ماهی نیست
۷
من چشم نه بردارم از روی نگارینش
۸
آن مست تغافل را توفیق نگاهی نیست
۹
اقبال قبا پوشد در کار جهان کوشد
۱۰
دریاب که درویشی با دلق و کلاهی نیست