قلندران که به تسخیر آب و گل کوشند
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
قلندران که به تسخیر آب و گل کوشند
۲
ز شاه باج ستانند و خرقه می پوشند
۳
به جلوت اند و کمندی به مهر و مه پیچند
۴
به خلوت اند و زمان و مکان در آغوشند
۵
بروز بزم سراپا چو پرنیان و حریر
۶
بروز رزم خود آگاه و تن فراموشند
۷
نظام تازه بچرخ دو رنگ می بخشند
۸
ستاره های کهن را جنازه بر دوشند
۹
زمانه از رخ فردا گشود بند نقاب
۱۰
معاشران همه سر مست بادهٔ دوشند
۱۱
بلب رسید مرا آن سخن که نتوان گفت
۱۲
بحیرتم که فقیهان شهر خاموشند