گذر از آنکه ندیدست و جز خبر ندهد
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
گذر از آنکه ندیدست و جز خبر ندهد
۲
سخن دراز کند لذت نظر ندهد
۳
شنیده ام سخن شاعر و فقیه و حکیم
۴
اگرچه نخل بلند است برگ و بر ندهد
۵
تجلئی که برو پیر دیر می نازد
۶
هزار شب دهد و تاب یک سحر ندهد
۷
هم از خدا گله دارم که بر زبان نرسد
۸
متاع دل برد و یوسفی به بر ندهد
۹
نه در حرم نه به بتخانه یابم آن ساقی
۱۰
که شعله شعله ببخشد شرر شرر ندهد