اقبال لاهوری · جاویدنامه

اشتراک و ملوکیت

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
صاحب سرمایه از نسل خلیل
۲
یعنی آن پیغمبری بی جبرئیل
۳
زانکه حق در باطل او مضمر است
۴
قلب او مؤمن دماغش کافر است
۵
غربیان گم کرده اند افلاک را
۶
در شکم جویند جان پاک را
۷
رنگ و بو از تن نگیرد جان پاک
۸
جز به تن کاری ندارد اشتراک
۹
دین آن پیغمبری حق ناشناس
۱۰
بر مساوات شکم دارد اساس
۱۱
تا اخوت را مقام اندر دل است
۱۲
بیخ او در دل نه در آب و گل است
۱۳
هم ملوکیت بدن را فربهی است
۱۴
سینهٔ بی نور او از دل تهی است
۱۵
مثل زنبوری که بر گل میچرد
۱۶
برگ را بگذارد و شهدش برد
۱۷
شاخ و برگ و رنگ و بوی گل همان
۱۸
بر جمالش نالهٔ بلبل همان
۱۹
از طلسم رنگ و بوی او گذر
۲۰
ترک صورت گوی و در معنی نگر
۲۱
مرگ باطن گرچه دیدن مشکل است
۲۲
گل مخوان او را که در معنی گل است
۲۳
هر دو را جان ناصبور و ناشکیب
۲۴
هر دو یزدان ناشناس آدم فریب
۲۵
زندگی این را خروج آن را خراج
۲۶
در میان این دو سنگ آدم زجاج
۲۷
این به علم و دین و فن آرد شکست
۲۸
آن برد جان را ز تن نان را ز دست
۲۹
غرق دیدم هر دو را در آب و گل
۳۰
هر دو را تن روشن و تاریک دل
۳۱
زندگانی سوختن با ساختن
۳۲
در گلی تخم دلی انداختن
۳۳
سعید حلیم پاشا

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.