اقبال لاهوری · پس چه باید کرد؟

بر مزار شهنشاه بابر خلد آشیانی

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
بیا که ساز فرنگ از نوا بر افتاد است
۲
درون پردهٔ او نغمه نیست فریاد است
۳
زمانه کهنه بتان را هزار بار آراست
۴
من از حرم نگذشتم که پخته بنیاد است
۵
درفش ملت عثمانیان دوباره بلند
۶
چه گویمت که به تیموریان چه افتاد است
۷
خوشا نصیب که خاک تو آرمید اینجا
۸
که این زمین ز طلسم فرنگ آزاد است
۹
هزار مرتبه کابل نکوتر از دهلی است
۱۰
که آن عجوزه عروس هزار داماد است
۱۱
درون دیده نگه دارم اشک خونین را
۱۲
که من فقیرم و این دولت خدا داد است
۱۳
اگرچه پیر حرم ورد لااله دارد
۱۴
کجا نگاه که برنده تر ز پولاد است

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.