غزل شمارهٔ ۱۴۰۶
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
هر شب و هر سحر تو را من به دعا بخواستم
۲
تا به چه شیوهها تو را من ز خدا بخواستم
۳
تا شوی از سجود من مونس این وجود من
۴
خود بشد این وجود من چون که تو را بخواستم
۵
در پی آفتاب تو سایه بدم ضیاطلب
۶
پاک چو سایه خوردیم چون که ضیا بخواستم
۷
آهنیم ز عشق تو خواسته نور آینه
۸
آتش و زخم می خورم چونک صفا بخواستم
۹
سوی تو چون شتافتم جای قدم نیافتم
۱۰
پاک ز جا ببردیم چون ز تو جا بخواستم