Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
مولوی · دیوان شمس

غزل شمارهٔ ۱۴۱۰

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
تا که اسیر و عاشق آن صنم چو جان شدم
۲
دیو نیم پری نیم از همه چون نهان شدم
۳
برف بدم گداختم تا که مرا زمین بخورد
۴
تا همه دود دل شدم تا سوی آسمان شدم
۵
نیستم از روان‌ها بر حذرم ز جان‌ها
۶
جان نکند حذر ز جان چیست حذر چو جان شدم
۷
آنک کسی گمان نبرد رفت گمان من بدو
۸
تا که چنین به عاقبت بر سر آن گمان شدم
۹
از سر بیخودی دلم داد گواهیی به دست
۱۰
این دل من ز دست شد و آنچ بگفت آن شدم
۱۱
این همه ناله‌های من نیست ز من همه از اوست
۱۲
کز مدد می لبش بی‌دل و بی‌زبان شدم
۱۳
گفت چرا نهان کنی عشق مرا چو عاشقی
۱۴
من ز برای این سخن شهره عاشقان شدم
۱۵
جان و جهان ز عشق تو رفت ز دست کار من
۱۶
من به جهان چه می کنم چونک از این جهان شدم

دانش و پژوهش این شعر

نیازمند بازبینی
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۳ نیازمند تصمیم۳ موجودیت مرتبط

پیش‌نویس‌ها و پیشنهادها

هنوز واقعیت تأییدشده نیستند
پیشنهادیبه‌کارگیری نماد

می و جام

به‌کارگیری نماد ← می و جام

Matched curated alias: می; editorial status: suggested

۱ شاهد متنی
شاهد متنی در منبع ثبت شده است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقل‌شده
Vira
پیشنهادیبازنمایی کهن‌الگو

عاشق جوینده

بازنمایی کهن‌الگو ← عاشق جوینده

Matched curated alias: عاشق; editorial status: suggested

۱ شاهد متنی
شاهد متنی در منبع ثبت شده است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقل‌شده
Vira
پیشنهادیشامل شخصیت

عاشق

شامل شخصیت ← عاشق

Matched curated alias: عاشق; editorial status: suggested

۱ شاهد متنی
شاهد متنی در منبع ثبت شده است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقل‌شده
Vira