غزل شمارهٔ ۱۴۱۵
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
ز فرزین بند آن رخ من چه شهماتم چه شهماتم
۲
مکن ای شه مکافاتم مکن ای شه مکافاتم
۳
دلم پر گشت از مهری که بر چشمت از او مهری
۴
اگر در پیش محرابم وگر کنج خراباتم
۵
به لخت این دل پاره مگر رحمت شد آواره
۶
مرا فریاد رس آخر که در دریای آفاتم
۷
چو شاه خوش خرام آمد جز او بر من حرام آمد
۸
چه بیبرگم ز هجرانش اگر در باغ و جناتم
۹
مرا رخسار او باید چه سود از ماه و پروینم
۱۰
چو شام زلف او خواهم چه سود از شام و شاماتم
۱۱
چو از دستش خورم باده منم آزاد و آزاده
۱۲
چو پیش او زمین بوسم به بالای سماواتم
۱۳
سعادتها که من دارم ز شمس الدین تبریزی
۱۴
سعادتها سجود آرد به پیش این سعاداتم