غزل شمارهٔ ۵۲
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
نشاند بر مژه اشک ز همگسستهٔ ما را
۲
تحیرکه به این رنگ بست دستهٔ ما را؟
۳
هزار آبله دادیم عرض لیک چه حاصل
۴
فلک فکند به پاکار دست بستهٔ ما را
۵
کسیبهضبطنفس چونسحرچه سحرفروشد
۶
رهاکنید غبار عنانگسستهٔ ما را
۷
به سیر باغ مرو چون نماند فصل جوانی
۸
چمن چهدستهکند رنگهای جستهٔ مارا
۹
زبان بهکام خموش است ازشکایت یاران
۱۰
به پیش کس مگشایید زخم بستهٔ ما را
۱۱
هجوم ناله نشسته است در غبار ضعیفی
۱۲
برآورند ز بالین پر شکستهٔ ما را
۱۳
سراغ نقش قدم بیدل از هوا نکندکس
۱۴
زخاک جوسردر زیرپا نشستهٔ ما را