غزل شمارهٔ ۱۱۵
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
عبرتیکوتا لب از هذیان به هم دوزد مرا
۲
موج اینگوهر نمیدانم چه پهلو زد مرا
۳
عمرها شد آتشم افسرده است ما نفس
۴
خندهها بسیارکردیمگریه آموزد مرا
۵
زان همهحسرت کهحرمان باغبارم بردهاست
۶
میزند دامن نمیدانم کی افروزد مرا
۷
محرم آن شعله خویم جانب دیرم مخوان
۸
عالمی را جمع سازم هرکه بدوزد مرا
۹
حرفلعل اوخموشم کردبیدلعمرهاست
۱۰
گبر دارد رو به محرابیکه میسوزد مرا