Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
بیدل دهلوی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۲۸

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
بسکه‌وحشت کرده‌است آزاد، مجنون‌مرا
۲
لفظ نتواندکند زنجیر،مضمون مرا
۳
در سر از شوخی نمی‌گنجدگل سودای من
۴
خم حبابی می‌کند شور فلاطون مرا
۵
داغ هم در سینه‌ام بی‌حسرت دیدار نیست
۶
چشم مجنون نقش پا بوده‌ست هامون مرا
۷
کودم تیغی‌که در عشرتگه انشای ناز
۸
مصرع رنگین نویسد موجهٔ خون مرا
۹
ساز من آزادگی‌، آهنگ من آوارگی
۱۰
از تعلق تار نتوان بست قانون مرا
۱۱
از لب خاموش‌توفان جنون را ساحلم
۱۲
این حباب بی‌نفس پل بست جیحون مرا
۱۳
عمر رفت ودامن نومیدی از دستم نرفت
۱۴
ناز بسیارست برمن بخت واژون مرا
۱۵
داغ یأسم ناله را درحلقهٔ حیرت نشاند
۱۶
طوق قمری دام ره شد سرو موزون مرا
۱۷
عشق می‌بازد سراپایم به‌نقش عجز خویش
۱۸
خاکساریهاست لازم بید مجنون مرا
۱۹
غافلم بیدل زگرد ترکتازیهای حسن
۲۰
می‌دمد خط تاکند فکر شبیخون مرا

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.