Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
بیدل دهلوی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۸۰

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
در بی‌زری ز جبههٔ اخلاق چین‌گشا
۲
هرچند آستین‌گره آرد جبین‌گشا
۳
از سایلان‌، دریغ نشاید تبسمت
۴
گیرم‌کفت تهی‌ست‌، لب آفرین‌گشا
۵
آب حیات جوی جسد جوهر سخاست
۶
راه تراوشی چو ظروف‌گلین‌گشا
۷
منعم اگر به تنگی خلق است نا زجاه
۸
چین‌دارتر ز نقش نگین آستین‌گشا
۹
گر لذت از مآل حلاوت نبرده‌ای
۱۰
باری ز اشک شمع سر انگبین‌گشا
۱۱
افسانه‌های بیژن و رستم به طاق نه
۱۲
گر مرد قدرتی دلت از بندکین‌گشا
۱۳
حیف است طبع مرد زغیبت قفا خورد
۱۴
یاران حذرکنید ز حیز سرین گشا
۱۵
باغ و بهار بستهٔ سیر تغافلی‌ست
۱۶
مژگان به هم نه و نظر دوربین‌گشا
۱۷
ازنقب سنگ‌، نقش نگین فتح باب یافت
۱۸
ای نامجوتو هم ره زبرزمین‌گشا
۱۹
تحقیق هر قدر دهدت مهلت نفس
۲۰
گوهر به سوزن نگه واپسین‌گشا
۲۱
بیدل به‌هرچه عزم‌کنی وصل مقصد است
۲۲
اینجا نشانه‌هاست‌، تو شست ازکمین‌گشا

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.