Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
بیدل دهلوی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹۱

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
نیست خاکسترما شعله صفت بسترما
۲
رنگ آرام برون تاخته ازپیکر ما
۳
ناله‌ها در شکن دام خموشی داریم
۴
خفته پرواز در آغوش شکست پر ما
۵
اشک شمعیم‌که از خجلت اظهار نیاز
۶
با عرق می‌چکد از جبههٔ خودگوهر ما
۷
معنی آبلهٔ بسته به خون جگریم
۸
بی‌تأمل نگذشته‌ست‌کسی از سر ما
۹
بسکه مخمور تمنای تو رفتیم به خاک
۱۰
گل خمیازه توان چید ز خاکستر ما
۱۱
بی‌جمالت به لباس مژهٔ اشک‌آلود
۱۲
می‌کند روز سیه‌گریه به چشم ترما
۱۳
در مقامی که سخن آینه‌پرداز دل‌است
۱۴
چون خموشی نفس سوخته شد جوهرما
۱۵
معنی سرخط پیشانی ما نتوان خواند
۱۶
چون شررگم شده در سنگ پی اختر ما
۱۷
کینهٔ ما اثر جنبش مژگان دارد
۱۸
نخلیده‌ست مگر در دل خود نشتر ما
۱۹
یک قلم نسخهٔ وارستگی آینه‌ایم
۲۰
هیچ نقشی نبرد سادگی از دفتر ما
۲۱
همه جا عرض سبکروحی شبنم داریم
۲۲
دل سنگین نشود همچوگوهر لنگر ما
۲۳
حاصل جام امل نشئهٔ آزادی نیست
۲۴
تا قفس می‌رسد اندیشهٔ مشت پر ما
۲۵
بسکه جان سختی ما آینهٔ خجلت بود
۲۶
هرکه شد آب ز درد تو،‌گذشت ازسر ما
۲۷
بیدل ازهمت مخمور می عشق مپرس
۲۸
بی‌گداز دو جهان پر نشود ساغر ما

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.