Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
بیدل دهلوی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۰۳

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
تا بوی‌گل به رنگ ندوزد لباس ما
۲
عریان‌گذشت زین چمن امید ویاس ما
۳
دل داشت دستگاه دو عالم ولی چه سود
۴
با ما نساخت آینهٔ خودشناس ما
۵
خاکی و سایه‌ای همه‌جا فرش کرده‌ایم
۶
در خانه‌ای که نیست همین بس پلاس ما
۷
آیینهٔ سراب خیالیم چاره نیست
۸
چسزی نموده‌اند به چشم قیاس ما
۹
یاران غنیمتیم به‌هم زین دو دم وقاق
۱۰
ما شخص فرصتیم بدارند پاس ما
۱۱
پهلو زدن ز پنبه برآتش قیامت است
۱۲
هرخشک مغزنیست حریف مساس ما
۱۳
غیرت نشان پلنگ سواد تجردیم
۱۴
دل هم رمیده است ز ما از هراس ما
۱۵
تکلیف بی‌نشانی عشق از هوس جداست
۱۶
یارب قبول کس نشود التماس ما
۱۷
از ششجهت ترانهٔ عنقا شنیدنی‌ست
۱۸
کز بام و منظر دگر افتاد طاس ما
۱۹
از شبنم سحر سبق شرم برده‌ایم
۲۰
هستی عرق شد از نفس ناسپاس ما
۲۱
آیینهٔ دلیم‌کدورت نصیب ماست
۲۲
کز تاب فرصت نفس است اقتباس ما
۲۳
مردیم وخاک ما به هواگرد می‌کند
۲۴
بی‌ربطیی که داشت نرفت از حواس ما
۲۵
جز زیر پا چو آبله خشتی نچید‌ه‌ایم
۲۶
دیگرکدام قصر و چه طاق و اساس ما
۲۷
خال زیاد فرض‌کن و نرد وهم باز
۲۸
بر هیچ تخته‌ای نفتاده‌ست طاس ما
۲۹
صد سال رفت تا به قد خم رسیده‌ایم
۳۰
بیدل چه خوشه‌هاکه نشد نذر داس ما

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.