Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
بیدل دهلوی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۳۹

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
گر به‌این وحشت‌دهدگرد جنون‌سامان ما
۲
تا سحرگشتن‌گریبان می‌درد عریان ما
۳
فیض‌ها می‌جوشد از خاک بهار بیخودی
۴
صبح‌فرش است ازشکست رنگ در بستان‌ما
۵
در تماشایت به رنگ شمع هرجا می‌رویم
۶
دیدهٔ ما یک‌قدم پیش است از مژگان ما
۷
محوگردیدن علاج ضطراب دل نکرد
۸
ازتحیرسربه شریک موج شدتوفان ما
۹
از شهادت انتظاران بساط حیرتیم
۱۰
زخمها واماندن چشم است در میدان ما
۱۱
منزل مقصود گام اول افتادگی‌ست
۱۲
همچواشک ای‌کاش لغزیدن‌شود جولان ما
۱۳
دور جامی زین چمن چون‌گل نصیب ما نشد
۱۴
رنگ ناگردیده‌، آخر می‌شود دوران ما
۱۵
سوخت پیش از ما درین محفل چراغ انتظار
۱۶
دیدهٔ یعقوب نایاب است درکنعان ما
۱۷
مطرب ساز تظلم پرده‌دار خوی‌کیست
۱۸
شعله می‌پوشد جهان از نالهٔ عریان ما
۱۹
هستی موهوم غیر از نفی اثباتی نداشت
۲۰
رفتن ماگرد پیداکرد از دامان ما
۲۱
چشم تابرهم زنم اشکی به‌خون غلتیده است
۲۲
بسمل ایجاد است بیدل جنبش مژگان ما

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.