Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
بیدل دهلوی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۴۶

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
نخل شمعیم‌که در شعله دود ریشهٔ ما
۲
عافیت سوز بود سایه اندیشهٔ ما
۳
بسکه چون جوهرآیینه تماشا نظریم
۴
می‌چکد خون تحیر ز رگ و ریشهٔ ما
۵
یک نفس ساکن دامان حبابیم امروز
۶
ورنه چون آب روانی‌ست همان پیشهٔ ما
۷
گرد صحرای ضعیفی‌گره دام وفاست
۸
ناله دامن نفشاند ز نی بیشهٔ ما
۹
گر به تسلیم وفا پا فشرد طاقت عجز
۱۰
باده از خون رگ سنگ‌کشد شیشهٔ ما
۱۱
ازگل راز به مرغان هوس بو ندهد
۱۲
غنچهٔ خامشی‌گلشن اندیشهٔ ما
۱۳
باغ جان سختی ما سبزهٔ جوهر دارد
۱۴
آب از جوی دم تیغ خورد ریشهٔ ما
۱۵
نفس‌گرم مراقب صفتان برق فناست
۱۶
بیستون می‌شود آب از شرر تیشهٔ ما
۱۷
دل‌گمگشته سراغی‌ست زکیفیت شوق
۱۸
نشئه بالد اگر از دست رود شیشهٔ ما
۱۹
وادی عشق سموم دل‌گرمی دارد
۲۰
تب شیر است اگرگردکند بیشهٔ ما
۲۱
نخل نظارهٔ شوقم سراپا بیدل
۲۲
همچوخط در چمن حسن دودریشهٔ ما

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.