Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
بیدل دهلوی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۵۲

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
از ما پیام وصل تهی‌کرد جای ما
۲
آخر به ما رسید ز جانان دعای ما
۳
موج‌گهر خجالت جولان‌کجا برد
۴
از سعی نارسا به سر افتاد پای ما
۵
با نرگست چه عرض تمنا دهدکسی
۶
دیدیم سرمه‌ای‌که نگه شد صدای ما
۷
دامان نازت از چه تغافل شکسته‌اند
۸
کز ما پر است آینهٔ بی‌صفای ما
۹
سرمایهٔ حباب به غیر از محیط چیست
۱۰
آب توآب ما و هوایت هوای ما
۱۱
پهلو تهی نمودن دریاست ساز موج
۱۲
خود را ز خود دم‌، به در آر از برای ما
۱۳
وارستهٔ تعلق زنار و سبحه‌ایم
۱۴
نیرنگ این دو رشته ندوزد قبای ما
۱۵
برجسته نیست پلهٔ میزان خامشی
۱۶
یارب به سنگ سرمه نسنجی صدای ما
۱۷
حرف طمع مباد برون آید از لباس
۱۸
مطلب به خرقه دوخت سئوال‌گدای ما
۱۹
گوهر همان برون محیط است درمحیط
۲۰
با ما چه می‌کند دل از ما جدای ما
۲۱
بیدل به وضع خلق محال است زیستن
۲۲
بیگانگی اگر نشود آشنای ما

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.