غزل شمارهٔ ۲۶۹
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
بیا خورشید معنی را ببین ازروزن مینا
۲
که یاد صبح صادق میدهد خندیدن مینا
۳
ز زهد خشک زاهد نیست باکی سیر مستان را
۴
که ایمن از خزان باشد بهارگلشن مینا
۵
زنام می، زبانم مست و بیخود در دهان افتد
۶
نگاهم رنگ می پیداکند از دیدن مینا
۷
مسیح وقت اگرکس باده را خواند عجب نبود
۸
که هردم باده جان تازه بخشد در تن مینا
۹
سلامت یکقلم در مرکزسنگست اگر دانی
۱۰
شکست یأس میپیچد به خود بالیدن مینا
۱۱
وداع معنیات از لبگشودنهاست ای غافل
۱۲
پریگردد پریشان آخر از خندیدن مینا
۱۳
سرشتما و میناگویی ازیک خاک شد بیدل
۱۴
که ما را دل به تن میخندد از خندیدن مینا