Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
بیدل دهلوی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۹۸

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
گفتگو صد رنگ ناکامی دماند ازکامها
۲
وصل هم موهوم ماند از شبههٔ پیغامها
۳
غیر دیر وکعبه هم صد جا تمنا می‌کند
۴
زندگی یک جامه‌وار و اینهمه احرامها
۵
ریشهٔ نشو و نما از دانهٔ ماگل نکرد
۶
ماند چون حرف خموشی در طلسم‌کامها
۷
قطرهٔ ما ناکجا سامان خودداری‌کند
۸
بحر هم از موج اینجا می‌شماردگامها
۹
گل‌کند در وحشت دردسر فرماندهی
۱۰
چون شررازسنگ ریزد زین نگینها نامها
۱۱
چون به آگاهی فتدکار، اهل دنیا ناقصند
۱۲
ورنه در تدبیر غفلت پخته‌اند این خامها
۱۳
ازنشان هستی ما سکه نامی بیش نیست
۱۴
صید ما حکم صدا دارد به‌گوش دامها
۱۵
لاله وگل بسکه لبریزند ازصهبای رنگ
۱۶
درشکستن هم صدایی سر نزد زین جامها
۱۷
از تپش آواره‌ها بی‌ریشهٔ جرأت مباش
۱۸
در زمین ناتوانی گشته‌اند آرامها
۱۹
بیدل از آیینهٔ زنگار فرسودم مپرس
۲۰
داشتم صبحی‌که شد غارت نصیب شامها

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.