زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
بیدل دهلوی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۶۶

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
سایه اندازد اگر بخت سیاه من در آب
۲
فلس ماهی دیدهٔ آهوکند خرمن در آب
۳
هر نگه در دیدهٔ من ناله‌است اما چه سود
۴
حلقهٔ زنجیر نومید است از شیون درآب
۵
کی توانم در دل سنگین خوبان جاکنم
۶
من‌که نتوانم فروبردن سر سوزن درآب
۷
راه غربت عارفان را در وطن پوشیده نیست
۸
گوهر ازگرداب دارد هر طرف روزن در آب
۹
ظاهر و باطن به‌گرد عرض یکدیگرگم است
۱۰
آب درگلشن نمایان است چون‌گلشن در آب
۱۱
پوچ می‌آیی برون ازلاف هستی دم مزن
۱۲
نیست‌بی‌عرض‌حباب‌از قطره‌خندیدن در آب
۱۳
ما ضعیفان شبنم واماندهٔ این‌گلشنیم
۱۴
از نم اشکی‌ست ما را دیده تا دامن در آب
۱۵
گر چنین جوشد عرق از هرزه‌تازیهای فکر
۱۶
نسخهٔ ما را خجالت خواهد افکندن درآب
۱۷
غرق دنیاییم‌کو ساز منزه زیستن
۱۸
جبههٔ‌فطرت تر است‌از دامن‌افشردن‌در آب
۱۹
نرمی گفتار ظالم بی‌فسون‌کینه نیست
۲۰
صنعتی دارد حسد از شعله پروردن درآب
۲۱
هوش می‌باید قوی با چشم بیناکار نیست
۲۲
جز به پا ممکن نباشد پیش پا دیدن در آب
۲۳
یک نگه نادیده رخسار عرق‌آلوده‌اش
۲۴
چون تری عمری‌ست بیدل‌کرده‌ام مسکن درآب

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.