زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
بیدل دهلوی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۹۰

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
گر به این‌گرمی است آه شعله‌زای عندلیب
۲
شمع روشن می‌توان‌کرد از صدای عندلیب
۳
آفت هوش اسیران برق دیدار است و بس
۴
می‌زند رنگ‌گل آتش در بنای عندلیب
۵
پنبهٔ شبنم به‌گوش غنچه داغ لاله شد
۶
بیش ز این نتوان شنیدن ماجرای عندلیب
۷
عشق را بی‌دستگاه حسن شهرت مشکل است
۸
از زبان برگ گل بشنو نوای عندلیب
۹
جای آن دردکه چون سنبل به رغم باغبان
۱۰
ریشه درگلشن دواند خار پای عندلیب
۱۱
دلبران را تنگ دارد فکر صید عاشقان
۱۲
غنچه سر تا پا قفس شد از برای عندلیب
۱۳
مطلب عشاق از اظهار هم معلوم نیست
۱۴
کیست تا فهمد زبان مدعای عندلیب
۱۵
ساز دلتنگی به این آهنگ هم می‌بوده است
۱۶
گرم کردم از لب خاموش جای عندلیب
۱۷
ریشهٔ دلبستگی در خاک این‌گلشن نبود
۱۸
رفت‌گل هم در قفای ناله‌های عندلیب
۱۹
مانع قتل ضعیفان جز مروت هیچ نیست
۲۰
ورنه ازگل کس نخواهد خونبهای عندلیب
۲۱
در چمن رفتیم ساز ناله سیرآهنگ شد
۲۲
جلوهٔ‌گل‌کرد ما را آشنای عندلیب
۲۳
آه مشتاقان نسیم نوبهار یاد اوست
۲۴
رنگها خفته‌ست بیدل در صدای عندلیب

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.