زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
بیدل دهلوی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۹۶

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
عشق از خاک‌من‌آن روزکه وحشت می‌بیخت
۲
رفت ‌گردی ز خود و آینه حیرت می‌ربخت
۳
رفته‌ام از دو جهان بر اثر وحشت دل
۴
یارب این‌گرد به دامان‌که خواهد آویخت
۵
رم فرصت سبب قطع امید است اینجا
۶
تار سازم ز پریشانی این نغمه‌گسیخت
۷
چشم عبرت ز پریشانی حالم روشن
۸
هیچکس سرمه به ‌کیفیت این‌گرد نبیخت
۹
اشک بیتابم و از شوق سجودت دارم
۱۰
آنقدر صبرکه با خاک توانم آمیخت
۱۱
هر قدم در طلب وصل دچار خویشم
۱۲
شوق او آینه‌ها بر سر راهم آویخت
۱۳
جیب هستی قفس چاک وبال است اینجا
۱۴
عافیت ‌کسوت آن پنبه ‌که در شعله ‌گریخت
۱۵
زین بیابان سر خاری نشد از من رنگین
۱۶
پای خوابیده ی من آب رخ آبله ریخت
۱۷
یک قلم عرصهٔ تسلیم فناییم چو صبح
۱۸
بیدل از ما به نفس نیز توان ‌گرد انگیخت

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.