زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
بیدل دهلوی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۰۴

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
یاد وصلی‌ کردم آغوش من دیوانه ‌سوخت
۲
لاله‌سان از گرمی این می دل پیمانه سوخت
۳
ناله‌ها رفت از دل و احرام آزادی نبست
۴
پرتو خود را در اول شمع این‌ کاشانه سوخت
۵
وقت رندی خوش که در ماتمسرای اعتبار
۶
خرمن ‌هستی چو برق ‌از خنده ی مستانه سوخت
۷
دور دار از زلفش ای مشاطهٔ‌گستاخ‌، دست
۸
آتش این‌ دود نزدیک است خواهد شانه‌ سوخت
۹
عشق هرجا در خیال مجلس ‌آرایی نشست
۱۰
هر دو عالم در چراغ کلبهٔ دیوانه سوخت
۱۱
ما نه ‌تنها در شکنج جسم‌ گردیدیم خاک
۱۲
ای بسا گنجی ‌که نقد خویش در ویرانه سوخت
۱۳
اضطراب حال دل‌، ما را به حیرت داغ ‌کرد
۱۴
آتش این خانه رخت ما برون خانه سوخت
۱۵
دود هم دستی به دامان شرار ما نزد
۱۶
آخر از بی ریشگی در مزرع ما دانه سوخت
۱۷
تا سواد سطری از رمز وفا روشن شود
۱۸
صد نفس باید به تحقیق پر پروانه سوخت
۱۹
عالمی بیدل به‌ حرف یکدگر آرام باخت
۲۰
غفلت ما هم دماغ خواب در افسانه سوخت

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.