غزل شمارهٔ ۴۲۰
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
چوگوید آینهام شکر خوش معاشی حیرت
۲
زجلوه باجگرفتم به بیتلاشی حیرت
۳
به مکتبیکه ادب وانگاشت سر خط نازت
۴
نخواند جوهرآیینه جز حواشی حیرت
۵
هزار آینه طاووس میپرم به خیالت
۶
بهشتکرد جهان را چمن تراشی حیرت
۷
شبی در آینه، سیر شکوه حسن توکردم
۸
نمیرسم بهخود اکنون ز دور باشی حیرت
۹
به غیر محو شدن قدردان جلوه چه دارد
۱۰
گلاب بزم توایم از نیاز پاشی حیرت
۱۱
به علم و فضل منازیدکاین صفاکده دارد
۱۲
به قدر جوهر آیینه بدقماشی حیرت
۱۳
در آن مکانکه بهصیقل رسد حقیقت بیدل
۱۴
ترحم است به حال جگرخراشی حیرت
