زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
بیدل دهلوی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۲۲

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
اضطراب نبض دل تمهید آهنگ فناست
۲
شعله‌در هر پر فشاندن‌اندکی‌از خود جداست
۳
شخص پیری نفی هستی می‌کند هشیار باش
۴
صورت قد دوتا آیینهٔ ترکیب لاست
۵
زین‌چمن بر دستگاه‌رنگ نتوان دوخت چشم
۶
غنچه تا ناخن به خون دل نشوید بی‌حناست
۷
هیچ‌کس چون ما اسیر بی‌تمیزیها مباد
۸
مشت خاکی درگره داریم‌کاین آب بقاست
۹
خاک‌گشتیم و غبار ما هوایی درنیافت
۱۰
آنکه بر خمیازه حسرت می‌کشد آغوش ماست
۱۱
حاصل کونین پامال ندامت کردنی‌ست
۱۲
دانهٔ کشت امل را سودن دست آسیاست
۱۳
رشحهٔ ابر نیازم غافل از عجزم مباش
۱۴
سجدهٔ‌من ریشه‌دارد هرکجا مشتی گیاست
۱۵
شوق‌درکار است‌وضع‌این و آن منظور نیست
۱۶
با نگه هر برگ این‌گلشن به رنگی آشناست
۱۷
بند بندم فکرآن موی میان درهم شکست
۱۸
ناتوانی هرکجا زور آورد زورآزماست
۱۹
داغ می‌بالدکه دل خلوتگه جمعیت است
۲۰
ناله می‌نالدکه اینجا جای آسایش‌کجاست
۲۱
رهروان تمهید پروازی‌که می‌آید اجل
۲۲
دودها از خود برون تازی‌که آتش در قفاست
۲۳
بیدل از نیرنگ اسباب من و ما غافلی
۲۴
اینگه صبح زندگی فهمیده‌ای روز جزاست

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.