زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
بیدل دهلوی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۳۴

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
عشرت‌فروز انجمن هستی‌ام حیاست
۲
چون شبنم گلم‌، عرق آیینهٔ بقاست
۳
باشد که نکهتی به مشام اثر رسد
۴
عمری‌ست نقد دست نیازم‌ گل دعاست
۵
کو مشتری که سرمه ی عبرت کشد به چشم
۶
یعنی شکست قیمتم اجزای توتیاست
۷
آن ‌گوهر شکسته دلم‌ کاندرین محیط
۸
گرداب‌، بهر دانهٔ من سنگ آسیاست
۹
می‌جوشم از طبیعت آفات روزگار
۱۰
هرجا شکست موج زند، حسرتم صداست
۱۱
از بس‌گذشته‌ام ز فریب جهان رنگ
۱۲
آیینه گربه پیش کشم عکس بر قفاست
۱۳
گم‌کردگان چشمهٔ آب حیات را
۱۴
در دشت عجز تیغ تو انگشت رهنماست
۱۵
تا چشم بازکرده‌ای از خود گذشته‌ای
۱۶
زین بحر تا کنار همین یک بغل‌.شناست
۱۷
چینی‌شود خموش بهٔک مو‌ی‌سرمه رنگ
۱۸
با صدهزار موی خروش سرت چراست
۱۹
محو جمال‌، ننگ فضولی نمی‌کشد
۲۰
نظاره در قلمرو آیینه نارساست
۲۱
ما دردسر، ز افسر دولت نمی‌کشیم
۲۲
بخت سیاه ما چه‌ کم از سایهٔ هُماست
۲۳
عمریست در طلسم کدورت نشسته‌ایم
۲۴
بیدل غبار خاطر ما آشیان ماست

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.