زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
بیدل دهلوی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۳۷

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
کام همت اگر انباشتهٔ ذوق خفاست
۲
شور حاجت - نمک مایده استغناست
۳
غره منشین به ‌کمالی‌ که ‌کند ممتازت
۴
بیشتر قطره گوهر شده ننگ دریاست
۵
آن سوی چرخ برون آ ز خود و ساغر گیر
۶
نشئهٔ می به دل شیشه همین رنگ‌نماست
۷
سجده ما نه چو زاهد بود !ز بی‌بصری
۸
حلقه ‌گردیدن ما حلقهٔ چشم میناست
۹
قدمی رنجه ‌کن از عشرت ما هیچ مپرس
۱۰
خاک را جام طرب درخور نقش‌ کف پاست
۱۱
گوشه‌گیری نشود مانع پرواز هوس
۱۲
این شرر گر همه در سنگ بود سر به هواست
۱۳
حال بی‌ساخته‌ات جالب استقبال است
۱۴
خواهد امروز شدن آنچه به فکرت فرداست
۱۵
سجدهٔ دانه‌، چمن‌ساز، نهال است اینجا
۱۶
عجز اگر دست توگیرد سر افتاده عصاست
۱۷
از سر دل نگذشتیم به چندین وحشت
۱۸
ناله‌های جرس ما ز جرس آبله پاست
۱۹
عجزسازی‌ست‌که دریاس‌گم است آهنگش
۲۰
اشک اگر شیشه به‌ کهسار زند ناله‌ کجاست
۲۱
قید اسباب به وارستگی ما چه‌ کند
۲۲
بوی‌گل در جگر رنگ هم از رنگ جداست
۲۳
یاد اوکردی و از خوبش نرفتی بیدل
۲۴
گرعرق رخت به سیلت ندهد جای حیاست

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.